تبليغاتX
سلماز یگانه مهر - فیلم طلای سرخ جعفر پناهی- فیلمنامه: عباس کیارستمی
 
سلماز یگانه مهر
 
 
سردی دستهام بی جوهر توی گوشهام زنگ می زند که های بپر بیرون از صف مردگان
 
انتخاب شغل پیک موتوری یک پیتزافروشی برای ورود به صحنه های مختلف و برخورد با شخصیت های دیگر انتخاب قابل قبولی به نظر می رسد. به واسطه این شغل، حسین می تواند فرمانده زمان جنگ خود را در وجهه ای متضاد ملاقات کند. وارد پنت هاس آدمی ثروتمند شود و یا در صحنه ی دستگیری جوانان شرکت کننده در یک پارتی| مهمانی حضور داشته باشد.*

   پس از پایان نمایش فیلم در کتابخانه نیما دو دیدگاه عمده مطرح گردید.

   اولین دیدگاه با روش جزئی نگر فیلم را خوب و نه یک شاهکار ارزیابی کرد. در این ارزیابی دیالوگهای فیلم واقعی و در خور شخصیتهای فیلم دانسته شد. (به غیر از شخصیت اندرز دهنده و تعلیم دهنده دزدی که دیالوگی مصنوعی و جدا از دیگر دیالوگها ارائه داد، شخصیتهای دیگر فیلم با دیالوگهایشان است که ساخته می شوند.)

   تنها شخصیت اصلی فیلم (حسین) است که کم حرف می زند و کم حرف زدن و سکوت او نیز اساس شخصیت پردازی او می شود. زن حسین نیز با حضوری کوتاه و با همین عنصر دیالوگ، شخصیت زن تابع شوهر که تمام ناراحتیهای شوهرش را ناشی از خود و عملکرد خود می داند، ساخته می شود.

   از نقاط مثبت دیگر فیلم می توان به بکارگیری نماد تغییر لباس برای حسین اشاره کرد که حس زیبایی شناسی تماشاگر را مخاطب قرار می دهد. پناهی با تغییر لباس حسین با مخاطب خود درباره ی شخصیت حسین حرف می زند.

   جایی در فیلم، حسین به جواهرفروشی برای تعمیر انگشتر دزدی می رود و جواهرفروش با یک نگاه تحقیرآمیز او را حتی به مغازه راه نمی دهد. حسین، بار دیگر به همراه زن و برادر زن آینده خود به آن مغازه برمی گردد و به بهانه خرید جواهر برای همسرش و اینبار خودش را به لباس دیگر (کت و کراوات) در می آورد تا دیده شود. نمونه هایی از این دست و بازی با لباس در این فیلم زیاد است.خود را به لباسی دیگر درآوردن برای دیده شدن.

   جایی که حسین وارد خانه پنت هاس می شود و لباسش را حتی شایسته آویزان کردن بر جالباسی دستشویی نمی داند و در گوشه ای از دست شویی می اندازد. قبل از راه رفتن روی قالی جورابهایش را در می آورد. صحنه ای هم است که با کت و شلوار از پنجره با نگاهی از بالا، به شخصی که توسط مامور پلیس گرفته می شود نگاه می کند. مثل اینکه صرف پوشیدن لباسی بهتر می توان حق از بالا به دیگران نگاه کردن را داشت.

   دیدگاه دوم با رویکردی کل نگر این فیلم را بسیار ضعیف ارزیابی کرد. فیلمی که به دلیل بیش از حد تیره بودن و تیره نشان دادن جامعه ایران در ایران به نمایش درنیامد. دیالوگهای زننده و به کارگیری الفاظی که مشخص است امکان پخش و نمایش در سینمای ایران را ندارند و این خود دلیلی می شود که این فیلم برای نمایش در ایران ساخته نشده است. پس در قبال آنچه که از ایران به غیر ایرانیان نشان می دهد مسئول است و در حد این مسئولیت خود خوب عمل نکرده است. چرا که چیزی از ایران به نمایش گذارده که همه ی واقعیت نیست و در اینجا نگفتن و سکوت کردن به مراتب از نیمی از حقایق را گفتن گناهی بزرگتر است. والبته ضربه ی این نمایش بر پیکره ی ایران و بیشتر ایرانیان خارج از کشور است که غیر ایرانیان، ایران  را از طریق این گونه فیلم ها خواهند شناخت. فیلمی که حتی یک نکته مثبت از ایران و ایرانی نمایش نمی دهد و باید خارج از ایران بود و این ضربه را محکم بر خود حس کرد و به احترامش نایستاد و کف نزد.

     

·        * می توان به این صحنه این اشکال را وارد نمود که کمیته یا ماموران ۱۱۰ در ایران هیچ گاه منتظر پایان مهمانی برای دستگیری افراد نمی نشینند و به محض شناسایی یک مهمانی مختلط به آنجا حمله کرده و همزمان همه افراد را دستگیر می کنند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 20:50  توسط سلماز یگانه مهر  | 
 
  بالا